سيد محمد باقر شفتي
20
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
كه با علم مكلف بر اين كه نماز شب سنت است قصد وجوب در آن نمايد ، يا با علم وجوب عبادتى قصد استحباب نمايد ، اين نيز ظاهر اين است كه صحيح بوده باشد ، نظر به اين كه داعى بر اتيان آن عبادت همان علم او است به صفت عبادت ، و تعرض خلاف آن شيء لغو است . مثلا هرگاه كسى معتقد آن بوده باشد كه نماز شب مستحب است ، يعنى خداوند عالم جل شأنه امر به آن فرموده لكن مؤاخذه بر ترك آن نخواهد فرمود ، و مقصود مكلف از اتيان اطاعت الهى بوده باشد ، و مع ذلك قصد وجوب نمايد . مشخص است در اين صورت مراد معنى وجوب كه مؤاخذه بر ترك آن بوده باشد نخواهد بود ، نظر به اين كه مفروض اين است كه اين شخص معتقد اين است كه خلاق عالم جل شأنه مؤاخذه بر ترك آن نخواهد فرمود ، پر معلوم است اعتقاد عدم مؤاخذه بر ترك شيء با مؤاخذه بر ترك آن با هم جمع نمى شود ، و چون كه مفروض اين است كه اعتقاد عدم مؤاخذهء بر ترك شيء ثابت است پس قصد وجوب در اين صورت لغو خواهد بود ، بنابر اين مضر به صحت عمل نمىتواند شد ، بلى هرگاه كسى معتقد استحباب يا وجوب چيزى بوده باشد و ابراز خلاف آن را نعوذ باللَّه تعالى نزد طايفهاى نمايد ، در اين صورت چنين كسى مبدع خواهد بود . سوم مثل ثانى است لكن با جهل به حقيقت حال ، به اين نحو كه نيت وجوب مىنمايد در مستحب به اعتقاد وجوب ، يا نيت استحباب مىنمايد در واجب به اعتقاد استحباب آن ، در اين صورت اين شخص مبدع است و عبادت آن باطل خواهد بود ، پس هرگاه كسى اتيان به غسل جنابت نمايد به قصد وجوب در صورتى كه ذمهء او مشغول به واجبى كه موقوف بر غسل بوده باشد نباشد و غسل هم از راه ديگر بر او واجب نبوده باشد ، و معتقد اين هم بوده باشد كه غسل در